تبليغاتX
افکار پریشان -


گاهي قيافه ي تو که تغيير مي کند

تغيير فصل هاست مرا پير مي کند
اي نو بهار من!به خزانم فکنده اي
عشق اين چنين هر آينه تاثير مي کند
گاهي نگاه مي کني و گاه سر به زير؛
تا دل از اين مقوله چه تفسير مي کند
جام شرنگ يا که سبوي شراب ناب؟
بي تو مگر عزيز!چه توفير مي کند
يک سال شد که با تو کلامي نگفته ام
يک سال....شرح عمر نفسگير مي کند
مانند شعر هاي مني شايد اين خيال
حسن تو را هر آينه تکثير مي کند
در من تخيلي است که پندار خشت را
مي گيرد و در آينه تصوير ميکند
اندازه ي هزار غزل حرف در من است
اما چه سود؟قافيه ام دير مي کند
آه!ازدحام روز...چرا شب نمي شود؟
او نيز مدتي است که تاخير ميکند

+ ر  خوشم به بند تو صیدت رها ز دام مکن      |